ميرزا شمس بخارايى
68
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
يكصد و پنجاه من برنج بخارايى كه معروف و مشهور است طبخ نمايند . كوشبيگ بر حسب فرمان امير ، تمام اوامر او را به محّل اجرا درآورد ؛ خاصّه در بناى ارگ و عمارت كوشش بسيار مىنمود تا اينكه كار بنّايى به اتمام رسيد و تالارى به جهت امير بساخت كه عمارت آن قبلى و طول آن هشتاد ذرع و عرض آن بيست و پنج ذرع بخارايى بود . دو تخت از مرمر كه يكى را رحيم خانى و ديگرى را ابو الفيض خانى مىناميدند و هر يك را پنج ذراع عرض و طول و ارتفاع بود به جهت جلوس امير مير حيدر در تالار مذكور نهادند . پس امير حكم نمود كه همه روزه از رجال ملك و ملّت و علما و سادات چند تن در مجلس او حاضر آيند كه اسامى آنها از اين قرار است : نقيب ، فيضى ، اوراك بزرگ ، قاضى بزرگ ، شيخ الاسلام ، قاضى عسكر ، عالم ، اوراك كوچك ، مفتى عسكر ، رئيس شهر بخارا ؛ و بعضى از اكابر تجّار و محترمين نيز محكوم به احضار و جلوس در دست راست تالار گرديدند و هم فرمان نمود كه از رجال دولت آتاليخ ، ديوان بيگى ، پروانچى ، داتخاك ، مهردار - كه ايناق « 1 » مىناميدند - توقسابه « 2 » - كه خزانهدار باشد - ايشيك آغاسى و امير آخور همه روزه على التعين در دست چپ تخت جلوس نمايند و بجز اينها احدى را اذن جلوس داده نمىشد . از سران سپاه و ملتزمين بارگاه هر كسى باشد ، در عقب تخت و اطراف مىايستاده باشند و به قدر مراتب و شئونات ، محل جلوس هر كس تعيين شد و احدى را قدرت تجاوز از حدّ خويشتن نبود . بعد از اينكه انجام تمام كار مرتّب و پرداخته آمد ، امير مير حيدر ارادهء جلوس به تخت نمود . رؤساى ملّت و دولت حاضر آمده ، جا بر جا قرار گرفتند و در پيش تخت مسندى سفيد بگستردند . پس امير مير حيدر با لباس سلطنت شمشيرى مكلّل به جواهرات الوان بر كمر و جيقهاى بر پيش سر زده كه به دانههاى جواهرات ترصيع شده ، وارد تالار گرديد و در روى مسند در جلو تخت بنشست . پس نقيب و آتاليخ و ديوان بيگى و پروانچى ، اين چهار تن پيش آمده چهار گوشهء مسند را گرفته و از زمين برداشته او را بر روى تخت گذاشتند و به جاى خود رفته ، به يك مرتبه تمام حاضرين مير حيدر را به
--> ( 1 ) . اساس : ايناك . ( 2 ) . اساس : تكسابا .